امروز : ۰۳ شهريور ۱۳۹۸ -  2019/08/25
 
  كاربر مهمان

 
مشاوره رایگان

 

ورود به سایت عضویت در سایت
جستجوی پیشرفته
 :: دین و اندیشه    اجتماعی    فرهنگی و هنری   ورزشی    سیاسی و اقتصادی    تغذیه و سلامت    دانش و فناوری    مشاوره    اداره کل    کتابخانه    پایگاه ها ::
 

 :: فهرست هنر مردان خدا

خاطرات
داستانها
شوخ طبعی ها
اشعار
معرفی کتاب
شهدای روحانی
شهدای فرمانده
شهدای خلبان
شهدای هوا نیروز
شهدای رزمنده
شهدای انقلاب
آزادگان
جانبازان

تفحص
عملیات

 :: شهدای استان بوشهر

پاسداران
بسیجیان
خلبانان
شهدای توحید
شهدای مسجد قرآن
شهدای باغ زهرا
شهدای جبری

شهدای آب طویل
شهدای چاهکوتاه
  صـرفـاً جـهـت اطـلاع !!!
سرقت از بیت المال
رژیم آنلاین
مشاور
معارفی از 30 جزء قرآن کریم

 :: گلشن راز

BUSHEHR-TEBYAN.IR شهید نود ساله ای از بزرگان کوفه واز قاریان قرآن که بدست عبیدالله در کوفه کشته شد چه نام داشت؟ ...

 :: وضعیت سایت

 تعداد مطالب : 55488
 تعداد نظرات : 496
 مجموع کاربران : 1445
  افراد آنلاين : 9
 تعداد بازدیدکنندگان
 
تاریخ مطلب:   ۱۵ آبان ، ۱۳۹۱ 45 : 9
  ::
محمود امان اللهی
Bushehr-Tebyan.IR
محمود در تاریخ 25/3/1339 در خانواده ای مذهبی در روستای جعفرآباد در شهرستان بیجار واقع در استان کردستان چشم به جهان هستی گشود. پس از سپری کردن دوران کودکی تحصیلات ابتدایی را در کوران فقر و محرومیت در دبستان معرفت به پایان رساند. او ضمن تحصیل از کار در زمین کشاورزی پدر نیز غافل نشد تا این که پس از اتمام تحصیلات مقدماتی به دلیل نبود امکانات آموزشی جهت آموختن پایه های بالاتر در سال 1349 زادگاه خویش را ترک کرد. محمود در زمان تحصیل در دوره ی متوسطه نیز جزو شاگردان ممتاز و برجسته بود. پس از گذراندن پایه ی پنجم ابتدایی در دبیرستان سعدی سابق شهر تکاب برای اخذ دیپلم به شهر کرمانشاه عزیمت نمود.
سرانجام در سال 1356 با قبولی در پایه ی ششم طبیعی در دبیرستان 25 شهریور سابق کرمانشاه مدرک دیپلم گردید. سپس به لحاظ علاقه ای که به میهن داشت و نیز حب وطن را که نشأت گرفته از ایمان می دانست، در تاریخ 1/7/1356 وارد دانشگاه افسری ارتش در تهران شد و دوران شبانه روزی دانشگاه را با موفقیت طی نمود. اما قبل از فارغ التحصیلی در همان اوایل پیروزی انقلاب پدرش که جزو پاسداران انقلاب بود، در تاریخ 6/4/1359 توسط ضد انقلاب به شهادت رسید. وی از تاریخ 10/4/1359 الی 31/6/1359 از طرف دانشگاه افسری به سپاه ناحیه ی کردستان مأمور گردید و به عنوان مسئول سپاه و پیشمرگان مسلمان کرد پایگاه موجش و رابط بین ارتش و سپاه در محور عملیاتی قروه- سنندج شجاعانه خدمت نمود و در مورخه 1/7/1359 در دومین روز آغاز جنگ تحمیلی در حالی که از چندین روز قبل دانشجویان جهت برگزاری جشن فارغ التحصیلی و اخذ سردوشی به دانشگاه نزاجا دعوت شده بود، ایشان به همراه 270 تن از دانشجویان به فرماندهی سرهنگ «نامجو » داوطلبانه جهت مقابله با دشمن بعثی با هواپیمای 130-C سریعاً به فرودگاه اهواز منتقل شده و سپس در مناطق آبادان و خرمشهر به نبرد علیه کفار بعثی پرداخت.
در این زمان به عنوان رابط سرهنگ نامجو و شهید جهان آرا به مبارزه ادامه داد و در تاریخ 15/7/1359 بر اثر مجروحیت شدید از ناحیه ی دست چپ و پای راست به بیمارستان طالقانی آبادان جهت معالجه اعزام گردید. تا این که به خاطر شدت درگیری و کمبود نیرو و سوء استفاده افراد خائن و فرصت طلب از ناهماهنگی ها و نابسامانی های اوایل جنگ در بیمارستان طاقت نیاورده و قبل از بهبودی کامل، دور از چشم پزشکان و پرستاران به صورت پنهانی مجدداً عازم خط مقدم جبهه ی خرمشهر شد. سرانجام در تاریخ 23/7/1359 در جریان سقوط قسمت غربی خرمشهر از ناحیه ی پرده دیافراگم قلب، پای راست، کمر و هر دو دست به شدت مجروح شده و توانانی جنگیدن از وی سلب گردید و در حالی که بیهوش بر زمین افتاده بود، به اسارت ارتش عراق درآمد. پس از مدتی شکنجه او را به اردوگاه «رمادیه» منتقل نمودند هر چند خانواده فکر می کردند او به شهادت رسیده است.
در دوران اسارت بارها به سختی شکنجه شد؛ حتی یک بار به بهانه ی مداوای مجروحیت به قصد قطع کردن پا، ایشان را به بیمارستان الرشید بغداد اعزام کردند. اما علی رغم فشار شدید و تهدید پزشکان عراقی مبنی بر این که اگر پای راست شما قطع نگردد، امکان سرایت عفونت آن به سایر اعضای بدن می باشد، ایشان پای مجروح خویش را سند جنایات بعثی ها خواند و اجازه ی قطع کردن آن را نداد. سرانجام بنا به تشخیص سازمان صلیب سرخ جهانی طبق کنوانسیون سوم ژنو، به علت شدت جراحات وارده به عنوان مجروح جنگی صعب العلاج، پس از تحمل 244 روز اسارت به همراه 24 نفر از اسرای معلول ایرانی با اسرای عراقی در ایران مبادله و با دومین کاروان آزادگان در تاریخ 26/3/1360 وارد فرودگاه مهرآباد تهران شد و پس از آن به سخنرانی های مختلف پیرامون افشاگری جنایات صدام در عراق پرداخت و تا تاریخ 20/6/1360 به اداره ی دوم ضد جاسوسی مأمور گردید. سپس از تاریخ 20/6/1360 تا 31/6/1360 در بیمارستان تهران تحت عمل جراحی قرار گرفت و به مدت 6 ماه تا تاریخ 10/12/1360 به ایشان استراحت پزشکی داده شد. اما تقریباً تمام این مدت را از تاریخ 5/8/1360 الی 22/1/1361 داوطلبانه مسئول بسیج مستضعفین و قائم مقام سپاه تکاب بود و در دایره مواد مخدر سپاه کردستان نیز فعالیت می نمود. پس از پایان استراحت پزشکی، خود را به واحد مربوطه در دانشگاه افسری معرفی نمود؛ اما بنا به درخواست کتبی نماینده ی مردم شهرهای میاندوآب و تکاب در مجلس شورای اسلامی و فرمانده ی سپاه تکاب از فرمانده ی دانشگاه افسری مبنی بر نیاز مبرم به وجود ایشان به کمبود نیروی انسانی فعال، متعهّد و انقلابی در منطقه و نیز به علت فعالیت های زیاد و خوشنام بودن و هم چنین تسلط بر زبان ترکی و کردی، مجدداً از تاریخ 22/1/1361 الی 22/7/1361 مأموریت ایشان تمدید گردید. اما به علت حساسیت منطقه ی سردشت و از محاصره ی آن از هر طرف توسط ضد انقلاب ایشان را از تاریخ 1/4/1361 به عنوان قائم مقام و فرمانده ی سردشت انتصاب نمودند و پس از هماهنگی فرمانده ی سپاه ناحیه ی کردستان با دانشگاه افسری و فرمانده ی سابق نیروی زمینی ارتش تا تاریخ 14/1/1362 با تمدید مأموریت ایشان در سپاه موافقت گردید.
از تاریخ 14/1/1362 تا 10/2/1362 در سمت معاونت افسر عملیات قرارگاه حمزه سیدالشهداء در ارومیه و سپس تا تاریخ 28/6/1362 به عنوان سرپرست عقیدتی سیاسی لشکر 23 نوهد مشغول به خدمت بود. سپس با هماهنگی مسئولین تا تاریخ 25/9/1362 به عنوان مسئول سازماندهی بسیج عشایری قرارگاه حمزه سیدالشهداء انجام وظیفه نمود که در طول این مدت، سه بار شدیداً مجروح گردید و از آن تاریخ تا تاریخ 5/3/1362 به تیپ 1 لشکر 23 نوهد مأمور شد. سپس تا تاریخ 29/2/1363 به فرماندهی گردان ضربت عملیات جندالله بانه منصوب شد. از تاریخ 1/1/1364 تا 15/7/1364 به دستور سپهبد صیاد شیرازی فرمانده ی نیروی زمینی ارتش به قرارگاه کربلا و خاتم الانبیاء مأمور گشت و به عنوان معاون فرمانده ی تیپ شهادت منصوب گردید و در این مدت در عملیات های ظفر 1و 2و 3 و کربلای 1و 2و 3 شرکت نمود. پس از آن تا تاریخ 31/1/1365 در دایره ی عملیات نزاجا مستقر در لویزان به مأموریت خویش ادامه داد و از تاریخ 1/2/1365 به طور کلی از نیروی زمینی به ستاد مشترک ارتش منتقل گردید و تا تاریخ 22/11/1365 به عنوان معاون حفاظت اطلاعات ناحیه ی ژاندارمری کردستان مشغول به خدمت گردید و از آن تاریخ تا دوم خردادماه سال 1367 در سمت مشاور نظامی و معاون هماهنگ کننده ی عقیدتی سیاسی ناحیه ی ژاندارمری کردستان منتصب گردید. از تاریخ 20/4/1367 الی 20/7/1367 بنا به درخواست لشکر 28 پیاده کردستان به عنوان رابط ژاندارمری به آن لشکر مأمور شد.
در بحرانی ترین ایام درگیری و حساس ترین لحظات جنگ ایران و عراق در منطقه ی کردستان برابر دستور فرمانده ی لشکر 28 کردستان به فرماندهی یکی از گردان های تکاور منصوب شد و در یکی از عملیات ها همراه چند تن از نیروهای تحت امر خویش در تاریخ های 30/4/1367 و 1/5/1367 در ارتفاعات استراتژیک"مارو" که در حال سقوط از سوی مزدوران ارتش عراق بوده، از دست نیروهای تک کننده خارج و ضمن تثبیت کامل مواضع خودی و نگهداری سرزمین تحت تصرف اقدام به انهدام 6 دستگاه از تانک های دشمن و از بین بردن عده ی زیادی از نفرات پیاده دشمن نمودند که در اجرای عملیات موفق به دستگیری و اسارت دو نفر نظامی ارتش بعث عراق که مسلح به موشک انداز آرپی جی 7 بوده اند، می شوند. از تاریخ 13/9/1369 به مدت 6 ماه به عنوان مشاور دادستان نظامی به سازمان قضایی نیروهای مسلح کردستان مأمور گردید و پس از اتمام مأموریت در سمت های معاون تبلیغات و نیز معاونت هماهنگ کننده ی ناحیه ی انتظامی کردستان سال ها به مردم کردستان خدمت نمود و سپس بنا به درخواست فرمانده ی نیروی زمینی ارتش در تاریخ 22/5/1374 با مأموریت ایشان از نیروی انتظامی به نیروی زمینی ارتش موافقت به عمل آمده و از تاریخ 5/2/1375 به عنوان مشاور اجرایی فرمانده ی نیروی زمینی ارتش به فعالیت خویش ادامه دادند و در مورخه 4/4/1375 به عنوان نماینده ی معاونت تعاون این نیرو در امور اقتصادی در مناطق تحت پوشش قرارگاه شمال غرب منصوب گردید و سرانجام در تاریخ 24/6/1375 پس از اتمام مدت مأموریت به ناجا بازگشت و مجدداً در سمت معاونت هماهنگ کننده ی عقیدتی سیاسی ناحیه ی انتظامی کردستان بار دیگر به کردستان بازگشت و پس از چندین سال خدمت صادقانه و شجاعانه در لباس مقدس سربازی در راه اسلام بنا به درخواست استاندار وقت کردستان در تاریخ 15/9/1378 به طور کلی از نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران به وزارت کشور و سپس استانداری کردستان منتقل گردید.
آن چه که ایشان در سال های پس از جنگ همواره با آن دست به گریبان بودند، آسیب های چشمی ناشی از دوران اسارت و جنگ بود. تا این که سرانجام به علت جراحات شدیدی مغزی طی دو مرحله در بیمارستان توحید شهر سنندج تحت درمان و مراقبت پزشکان قرار گرفتند اما به دلیل عدم بهبودی و بنا به تشخیص پزشکان، ایشان را به صورت اورژانسی به وسیله ی هواپیمای ارتش در تاریخ 7/3/1379 به بیمارستان خانواده ی ارتش در تهران منتقل نموده، بستری و تحت درمان قرار گرفتند اما متأسفانه علی رغم تلاش پزشکان و مراقبت های ویژه بهبودی حاصل نشد و در تاریخ 15/3/1379 به بیمارستان شریعتی تهران انتقال یافت که در نهایت این رزمنده ی خستگی ناپذیر در مورخه 17/3/1379 در سنّ 40 سالگی ندای حق را لبیک گفت و به دیدار پدر و دیگر هم رزمان شهیدش شتافت و بنا به وصیتش قلب و کلیه های آن بزرگمرد به 3 نفر از نیازمندان که سال ها از درد بیماری رنج می کشیند، اهدا گردید و پیکر مطهرش پس از اجرای مراسم تشییع در دانشگاه افسری امام علی (ع) و شهر بیجار پس از سال ها دوری سرانجام در زادگاهش و در میان سیل خروشان هم رزمان، اقوام و مردم شهیدپرور تشییع و در کنار مزار پدر شهیدش به خاک سپرده شد.
از او 4 فرزند به یادگار ماند.
  :: منبع : حوزه/گرد آوری تبیان بوشهر گروه هنرمردان خدا
 دفعات نمایش : 253  تعداد نظرات : 0
Bushehr-Tebyan, Tebyan, بوشهر تبیان, تبیان, Cultural, فرهنگی, information Technology, تکنولوژي اطلاعات, religion, دین واندیشه, science, دانش, social, اجتماعی, Sport, ورزشی, library, کتابخانه, nurture, تغذیه, Download, دانلود, نوا و نما, Media, TEBYAN, بوشهر, استان بوشهر, ISP, Internet, اینترنت رایگان, اینترانت رایگان, بوشهر تبیان, موسسه فرهنگی و اطلاع رسانی بوشهر تبیان, Institute cultural and knowledge clays ,سایت موسسه فرهنگی و اطلاع رسانی بوشهر تبیان | WWW.BUSHEHR-TEBYAN.IR | Institute cultural and knowledge clays Bushehr Tebyan , Bushehrtebyan, Tebyan, استان بوشهر, تبیان, بوشهر, سازمان تبلیغات اسلامی استان بوشهر, BUSHEHR

::  نظرات شما در مورد این مطلب  ::

کاربران گرامی؛
نظرات ارسالی شما پس از تایید در سایت بوشهر تبیان به نمایش در می آید.
با تشکر از شما ...


  نام:  
  آدرس ایمیل:  
  شهر:  
  وب سایت :  
  متن نظرات شما :  

نمایش ایمیل    مرا با خبر کن

 

هنر مردان خدا

 

دین و اندیشه

مراسم تدفین شهدای گمنام در بوشهر
پیکر پاک شهید مهدی اندرواژ پس از 31 سال شناسایی شد
اولین خانواده شهید مبارزه بامواد مخدر در دشتی تجلیل شد
شهید گمنام عملیات بدر در شهرک امام خمینی(ره) بوشهر آرام گرفت
تشییع سه شهید گمنام در بوشهر و بادوله شهرستان دشتی
مادر شهیدی که در خواب توسط فرزند شهیدش شفا یافت
شهید بهنام میرزاخانی؛ «آتش نشانی» که آرزو داشت «مدافع حرم» شود
خنده های یک «یاغی»
مادر شهید شاخص 95 اطلاعات:
ماه نساء با تقدیم پهلوانانش به وطن مردانگی را معنا بخشید
یادی از تنها دانشجوی بوشهری پیرو خط امام
در مراسمی از پوستر و شعار طرح «نائب الشهید» در اربعین 95، رونمائی شد
تشییع پیکر سه شهید مدافع حرم در مشهد
از شهید صارمی تا شهید شاهینی
وقتی «بابا رجب» هم جوار «حرم» شد
توقیف کالاهای ترخیص شده در گمرک توسط نیروی انتظامی نادرست است
گذراز خط قرمز،یا دهن کجی به اعتقادات مردم
افزایش شهدای ایرانی حمله تروریستی عراق
آمار افزایش طلاق نگران‌کننده است
مراسم دعای پر فیض عرفه در بوشهر
چون من از خویش برفتم دل بیگانه بسوخت
مناظره امام جواد(ع) با یحیی بن اکثم
برگزاری دعای عرفه در ۴۰ بقعه متبرکه استان بوشهر
ای امیرِ بی سر؛ شهادتت مبارک
تجلیات پوشش در میان زنان ایرانی
جزئیات تشییع و خاکسپاری ۳۷ شهید گمنام در ۹ استان کشور/خاکسپاری 2 شهید در بوشهر
مراسم بزرگداشت شهدای مدافع حرم در بوشهر برگزار می‌شود
سر بشکنید فتنه‌گر بی‌وجود را * رسوا کنید فتنه‌ی آل سعود را
چرا به «توتال» بدبینیم؟
برجام عراق به روایت آشپز!
کودک و نوجوان    بوشهر ما    حوادث و گوناگون   دانستنیها    ضرب المثل    دانلود    گالری تصاویر    مشاوره    دانش و فناوری
 
موسسه فرهنگی و اطلاع رسانی بوشهر تبیان اداره کل تبلیغات اسلامی استان بوشهر

از سال 1384 تا کنون © کلیه حقوق این سایت متعلق به موسسه بوشهر تبیان می باشد . استفاده از مطالب با ذكر منبع و لینک به سایت بلامانع است.

 :: طراحی و برنامه نویسی شده توسط موسسه بوشهر تبیان