|
تاریخ مطلب:
|
۱۱ دي ، ۱۳۸۷ |
|
 |
|
35 : 12 |
|
| |
:: 31 Dec , 08 | 12:35 pm |
|
|
|
 |
رقصنده بر بوم... |
|
|
|
|
|
|
مصاحبه با استاد محمود فرشچیان
درست است كه لازم به ذكر نیست اما ما میگوییم كه مكتب «محمود فرشچیان» تلفیق نگارگری سنتی برگرفته از مكتب صفویه و برخی آموزهها و شیوههای هنری اروپایی است. نكته چشمگیر قضیه این است كه او با بهرهگیری از مفاهیم ذهنی و مضامین ادبی اما مستقل از ادبیات و شعر، از نوآوری و پیمودن راههای قبلاً تجربه نشده در كار خود همواره غافل نبوده است. تصاویر خلقشدهاش، هم موزون است، هم مخیل و چقدر خوب كه ارسطو قبلاً گفته بود شعر همانا كلام مخیل موزون است و كار ما را بدین وسیله راحت كرد، پس این از این. دیگر اینكه چه دوست داشته باشیم، چه نه، قدرت قلم او انكارناشدنی است.
چه بخواهیم، چه نخواهیم، چرخشهای نرم قلم او طراحی مدوری را بنا نهاده است كه دایماً در پیچ و تاب بین مرز اسطوره و رویاست. چه اعتراف كنیم، چه نه، اعجاز قلم او آنجاست كه قلمگیریهای قرص و قایمش گاه از هر چه قلمگیری در طول تاریخ است فراتر میرود، طویلتر میشود و بدون سر سوزن لرزشی رخ مینمایاند. مضامین آثارش در باغهای ایرانی-انتزاعی به طور همیشه بهار و پر نقش و نگاری غوطه میخورد و اینهمه بدون هیچ طرح قبلی و كاملاً بداههنگارانه پیریزی شده است. بدین وسیله پای صحبتهای او نشستیم و استاد از رنجی كه از جفایی كه بر نقاشی امروز ایران میرود، میبرد، گفت. دنبالمان كنید: از چند سالگی شروع كردید؟ از پنج - شش سالگی شروع به كار كردم. طرحهای كودكیتان را دارید؟ بله، طرحهای كودكیام را دارم. در اصفهان یك نصف اتاق كوچك كه اتاق كار من بود، بیشتر از نصف آن پر از طراحی بود.
بدون آنكه بخواهم از آنها خوب نگهداری كنم، مقداری از آنها در بنایی از بین رفت، مقداری هم در انباری هست كه باید دربیاورم. اینها را از روی كاشیكاریهای اصفهان مشق كردهاید؟ بله، هم از كاشیكاریهای اصفهان، هم از معلمان و استادهایم سرمشق گرفتهام. اما روی هم رفته زیاد از استاد تعلیم نگرفتم. شخصاً جستوجو كردم و خودم خلق و طراحی كردم. بعد به استادم نشان میدادم و استاد من در كار دست نمیبرد. میگفت این خوب نیست و اگر میپرسیدم چرا، میگفت كاشیكاری را باید بروی با اصلش مقایسه كنی.
اشكال كارتان را نمیگفتند؟ چرا، اشكال را میگفتند و بعد میگفتند با اصلش مقایسه كن. میرفتم مسجد شیخلطفا... صبح تا عصر طراحی میكردم. مداد میزدم، زغال میزدم یا در عالیقاپو و مسجد امام كار میكردم. عصر كه میبردم استاد ببیند، یكییكی قلم دست نمیگرفت بگوید اینجا درست است. همیشه میگفت این خوب نیست، این بد است. فقط هم یكبار میگفت. صحیح نمیكردند برایتان؟ نه، این شیوه خیلی خوب بود و به مراتب بهتر از این بود كه استاد بخواهد برایم تصحیح كند. آموزش من وقتی تكمیل شد كه خودم رفتم و درباره حرفهای استادم كنكاش و تحقیق كردم. استادم آقای بهادری استاد بزرگی در تاریخ هنر ایران بود و ما مثل ایشان اصلاً نداشتیم.
اگر حرفی میزد، كلام صحیحی بود و وقتی میرفتم كار میكردم، میدیدم كه واقعاً چرا درست نیست. دایماً میآموختم و یاد میگرفتم. وقتی میآموختم، در ذهنم ثبت میشد. به مراتب بهتر از این بود كه استاد روی آن برایم قلم بگیرد. ولی الان قلم میگیرند و استادها فوت آخر را یاد نمیدهند و شیوه آموزش وخیم است! بله، برای این است كه به نظر من الان هنرجویان باید تحقیق كنند و قانع نباشند. من زمانی كه در اصفهان بودم، منابع زیادی در اختیارم نبود. فقط همین مساجد و ابنیه بود. بعد رفتم اروپا در اتریش و ۷ سال در وین درس خواندم. من از بزرگترین استاد این فن، آن را یاد گرفتم و او به من آموخت باید چه كار كنم. اتفاقاً من بعدها آن زمانی كه فرصت و مجالی بود كه البته الان مجالم كم شده، به برخی از دوستان خودم كه تذهیب كار میكردند، میگفتم یواشكی و بدون آنكه كسی بفهمد، بیایید كارهایتان را به من نشان دهید تا بگویم اشكال كارتان كجاست. گاهی میبینم كتابهایی چاپ شده در مورد طراحی قالی یا گل و بته كه سراسر ایراد و اشكال است و وقتی نگاه میكنیم، متوجه میشویم كه واقعاً طرحهای بیعیب در آن نیست. این به نظر من بدآموزی است و صحیح نیست هنرجوها از روی آن كار كنند. ظلم بزرگتری هم كه زمانی به هنرهای اصیل ایرانی كردند، این بود كه آن را زیر سلطه صنایعدستی بردند. آخر نقاشی ایرانی خودش یك هویت و شناسنامه فرهنگ ایرانی است.
چطور به خود جرات دادند و آن را زیر سیطره صنایع دستی بردند؟ آدم فكر میكند شما برای خلق آثارتان از قلمموهای خاصی استفاده كردهاید و ابزار كارتان جادویی است. نه، قلمموهای معمولی است. قلمگیریهایتان هم با آن قلمموهای كمیاب گربه است؟ از این دست سازهای اصفهانی؟ بله، با قلمموی گربه است. قلمموهایی هم در بازار آمده كه خیلی روانند. قلممو، رنگ و این چیزها اصلاً مساله نیست. در واقع همان «آب كم جو تشنگیآور به دست تا بجوشد آبت از بالا و پست»، است. كسی كه میخواهد كار كند، باید آنقدر آگاهی، دانش و در دستش توانایی داشته باشد كه با هر چیزی بتواند به راحتی كار كند. به نظرم یكی از شیرینیها و چیزهای كیفآور در نقاشی ایرانی، كار با همین قلمموی گربه كذایی و این بازی با نازكی و ضخامت خطوط است كه محك خوبی هم برای شناسایی سره از ناسره در این عالم است! لرزش دست آدم ناشی لو میرود. حیفترین اثر هنری ایران كه به یغما رفته، كدام است؟ كار خیلی خوبی اینجا انجام شد كه فوقالعاده عالی بود و من آن را تحسین میكنم. كاری كه آقایان مهندس حجت و دكتر حبیبی اقدام كردند؛ برگرداندن شاهنامه شاه طهماسبی كه به هیچ زبانی نمیشود سپاسگزاری كرد، خیلیخیلی كار بزرگ و شایستهای كردند. قدیمیترین نقاشی ایرانی كه خودتان در موزههای دنیا دیدید، كدام بود؟ در موزههایی كه دیدهام، از قدیمیترین نقاشها و حتا از مانی كار هست.
بعد از مانی هم هست و همینطور به تدریج جلو آمده است. ما دههزار سال سابقه هنری داریم. نقاشی ایرانی هنری نیست كه از جایی به ایران صادر شده باشد. در خود ایران غارهای توابع لرستان غربی، نقاشی دیوارههایش دههزار سال قدمت دارد. در موزه لوور آثاری از پنجهزار سال پیش نقاشی ایران موجود است. چه نقاشهایی در دنیا از نقاشی ایرانی یاد گرفتهاند؟! و چرا خودمان یاد نگیریم؟ سزان، ماتیس و خیلیهای دیگر. نقاشی ایرانی مثل سعدی و حافظ است كه هنوز دنیا آن را نشناخته است. مولوی كه به فارسی شعر گفته را میخواهند به خودشان نسبت بدهند. صدام ملعون كتابی چاپ كرده بود به نام عروبه العلماء العجم. در این كتاب تمام بزرگان ادب ایرانی، سعدی، حافظ، مولوی، خوارزمی، ابوعلی سینا و همه را گفته بود عرب هستند! اخیراً كتابی به نام نقوش هندسیهالعربیه در لبنان چاپ شده بود كه یك عربی آن را نوشته بود. این كتاب، کتاب قطوری است و متاسفانه به زبانهای مختلف دنیا چاپ شده است و تمام نقوش كاشیكاری اصیل ایرانی را نوشته نقوش عربی.
این كتاب را خریدم آوردم و به موزه آستان قدس رضوی بردم و به آقای مهندس عزیزیان كه بسیار مرد علاقهمندی به هنر ایرانی هستند، گفتم جوابیهای برای این كتاب بنویسید. نقوشی كه از ۷۰۰ سال پیش متعلق به ایران بوده و در كتابهای دنیا ثبت شده، اینها به خودشان منسوب میكنند. انواع و اقسام حیلهها و غارتهای فرهنگی را میكنند تا ما را از آنچه داریم، تهی كنند. متاسفانه خودمان هم كمك میكنیم فرهنگ هنریمان به این مصیبت دچار شود. من برای كتاب اخیرم كه در ایتالیا چاپ شد، چهار ماه در فلورانس مطالعه میكردم. آنجا زندگی كردم. گذارم به موزهای جغرافیایی به نام ویچیو افتاد كه در سال ۱۵۴۷ یا ۱۵۴۳ میلادی ساخته شده است؛ یعنی حدود چهارصد و سی-چهل سال پیش. رزومهاش را كه میخواندم، دیدم نوشته شده سازنده این بنا شاهزادهای بوده كه به مسایل جغرافیایی علاقهمند بوده است. چند سالن بزرگ بود كه تمام دور تا دور و اطراف آن را در آن زمان نقشه جغرافیایی كشیده بودند. چون عاشق ایران هستم، طبیعتاً به قسمتی رفتم كه مربوط به ایران بود، دیدم خلیج فارس را نقاشی كرده و نوشته است پرشینگلف. بعد رفتم و نقشه كلی جغرافیایی را دیدم و مشاهده کردم كه آنجا هم نوشته خلیج فارس.
آمدم به آقای دكتر قاسمی كه سفیر كبیر و اتفاقاً مردی شریف و ایراندوست است، گفتم تو را به خدا هرچه زودتر تعدادی خبرنگار و روزنامهنگار بیاورید تا از این نقشهها عكس و فیلم تهیه كنند و این سندیت تاریخی را ثبت كنند. ایشان هم فرستادند و اتفاقاً در یك سالنامهای هم چاپ كردند و بعد هم در اسناد وزارت خارجه آمد. این قدمت ایران است. آنهایی كه نسبت به هنر ایرانی بینظر هستند، این توجه را به هنر ایران دارند. حالا آیا هموطنان ما یا آنهایی كه در راس كار هستند، واقعاً این كار را میكنند؟ هنرمندانی هستند كه نقاشی ایرانی كار میكنند یا نقش قالی خوب كار میكنند و اغلب خیلی سفارش دارند و مجال اینكه به این مقولات توجه كنند، برایشان نیست. حالا آن دوست عزیز كه گفتند به نقاشی نو توجه نمیشود، باید خیلی در این مورد تامل كرد. شاید یكی از علتهای آن مقولهای كه گفتید، این باشد كه بیشترین تحقیق را روی آثار نقاشیهای ایرانی، غربیها انجام دادهاند و ما رفرنس ایرانی كمتر داریم و در واقع كاری نكردهایم! بله، غربیها تحقیق كردهاند و ما رفرنس كمتری داریم و جای تاسف است، ولی ایران خودش منبع است. همین مساجدی كه هستند، كاشیكاریها و همین نقوش بهترین و ارزشمندترین جایی است كه میشود تحقیق كرد.
|
|
|
|
|
::
منبع : آفتاب |
|
|
|
|
|
|
|
|
دفعات نمایش : 44 |
|
|
تعداد نظرات : 0 |
|
|
|
Bushehr-Tebyan, Tebyan, بوشهر تبیان, تبیان, Cultural,
فرهنگی, information Technology, تکنولوژي اطلاعات, religion,
دین واندیشه, science, دانش, social, اجتماعی, Sport, ورزشی,
library, کتابخانه, nurture, تغذیه, Download, دانلود, نوا و
نما, Media, TEBYAN, بوشهر, استان بوشهر, ISP, Internet,
اینترنت رایگان, اینترانت رایگان, بوشهر تبیان, موسسه فرهنگی و
اطلاع رسانی بوشهر تبیان, Institute cultural and knowledge
clays ,سایت موسسه فرهنگی و اطلاع رسانی بوشهر تبیان | WWW.BUSHEHR-TEBYAN.IR | Institute cultural and knowledge clays Bushehr Tebyan , Bushehrtebyan, Tebyan, استان بوشهر, تبیان, بوشهر, سازمان تبلیغات اسلامی استان بوشهر, BUSHEHR
|
|
|
|